عائشة عبد الرحمن ( بنت الشاطئ ) ( مترجم : حسين صابرى )
يادداشت 11
الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى )
يادداشت مترجم بسم اللّه الرحمن الرحيم قرآن ، چشمهاى است زاينده و زلالى هميشه پاينده كه پيوسته طالبان حقيقت را برخوردار و عاشقان معرفت را در افسون خويش گرفتار ساخته است ؛ جويبارى است جارى در بستر زمان كه تشنگان هدايت دم به دم زلال از آن برداشتهاند ، امّا همچنان از خروش و تلاطم چيزى از كف نداده است ؛ يا دريايى است بيكران كه گاه به گاه عالمانى متبحّر ، پشتگرم به جسارت خود ، در اعماق آن فرو رفتهاند و گوهرى گرانبها بر كف ، از گوشهاى از آن سر برآورده و غريو شادى در دادهاند كه گوهر اعجاز را يافتهايم ، اما اين دريا همچنان مرواريدهاى درشتتر را براى گوهر شناسانى جسورتر در ژرفاى خويش نهان باقى گذاشته است ؛ يا اقيانوسى است از زلال وحى كه نشان از « بالا » دارد و هر كه ديده بدان خيره كند جز به تحيّر درماندن او را نصيبى حاصل نيست ؛ يا آيينهاى است از حقيقت علم كه هر كه در آن نگرد ، به رغم همهء ادّعاها ، جز مقدار علمى خويش نبيند ، ولى آن آبگينه همچنان بر جاى ماند تا بتوان در آن صورتى ديگر ديد . قرآن اعجازى است كه خيرهسرترين دشمنان و سخنورترين اميران بلاغت و بيان را در برابر خويش به خموشى كشانده و در پهنهء تصور هماورد با خود شمشير هر زبان آورى را كندتر از كند ساخته است ، چندان كه از وضوح اين عجز و ناتوانى نه اين كه به هماوردى آن برنخاستهاند ، بلكه چنين انديشهاى نيز در سر نپروراندهاند . بدين سان قرآن برفراز تنها قلّهء رفيع سخن ايستاده و هر سخن بلندى را در كنار اين رفيع كوتاه ، و هر تلاشى را براى رسيدن به اين فراز ناتوان ديده است . از گذشتهاى بس دور تلاشها به عمل آمد تا از اسرار اعجاز قرآن پرده برداشته و راه به وجوه اعجاز آن گشوده شود . كسانى بازداشته شدن ارادهء ديگران از رويارويى را وجه اعجاز شمردند ؛ كسانى اعجاز